حساب های دیداری

بعضی از حساب ها در بانک به حسابهای دیداری مشهورند . بیشتر شامل دفترچه های پس انداز وقرض الحسنه می شود . معمولا انتهای هر دفترچه توضیح داده می شود که تنها با مراجعه مستقیم مشتری به شعبه و بی واسطه قابل استفاده است .

در نظر داشته باشید یک پنج شنبه شلوغ پاییزی

مشتری ها به زور در شعبه جا شده اند ، دو نفر از همکاران هم به دلیل کسالت در شعبه نیستند و شما مجبورید به تنهایی پاسخگوی حداقل ٣٠ نفری که در نوبت گیر منتظرند باشید .

یکدفعه یک دختر خانم جوان به ظاهری آراسته بدون شماره پشت باجه شما می ایستد و با عجله بدون توجه به مشتری که در حال دریافت پولش از شماست دفترچه را تا نزدیکی های چشم شما می آورد

و می گوید :خانم من ماشینم دوبله پارکه الان جریمه میشم به من هفت میلیون ازاین دفترچه بدید برم .

- عذر می خوام اما شما باید از دستگاه نوبت گیر شماره بگیرید و منتظر باشید .

: مثله اینکه شما نمی فهمی می گم ماشینم بدجایی پارکه . اینه مشتری مداری که همش شعار میدید .

مشتری که نوبتش شده است چپ چپ به شما نگاه می کند و با نگاهش به شما می فهماند که وای به روزت اگر بدون نوبت کار این یکی را انجام بدهی .

می مانی چه کنی !!!!

بعد همان خانم محترم از سکوت اجباری شما عصبانی می شود و میگوید :

رئیس این شعبه کجاست ؟

شما از یک طرف از ترس همیشه حق با مشتری است و از طرفی دیگر پاسخی که باید در قبال افراد منتظر به آنها و در نهایت به خدا بدهید ،با  نگرانی جواب می دهید :

سمت راست تشریف ببرید .

خانم بعد از اینکه روی یک جمله ساده شما هفتاد تا جمله اضافه می کند و اصلا سادش نیست که ماشینش دوبله پارک شده رئیس را مجاب می کند که با عصبانیت به سمت شما بیاید و امر کند که کار این خانم را سریعتر انجام بده و مشتری نوبت قورت داده شما با لبخندی پیروزمندانه به شما نگاه می کند و به رئیس می گوید :

آقا چه خوبه شما مرد به این فهمیدگی رئیس این شعبه اید

تازه دفترچه را باز می کنی می بینی اسم خانم ، محمدرضاست

با چشمانی گرد شده به خانم میگویی :

دفترچه خودتان است ؟

- نه ماله شوهرمه ، شما به اینا چیکار دارید امضا کرده .

: با عرض پوزش متاسفانه به دلیل عدم حضور ایشون نمیتونم پرداخت کنم ملبغ رو

- یعنی چی ؟ خانم شما با من مشکل داری برم دوباره رئیستونو صدا کنم .

شما که دیگه خونتون به جوش اومده تلاش می کنید به آرامی به ایشون بگید که :

بله به رئیس شعبه بگید

دوباره صحنه قبل با همان غر غر ها تکرار می شود اما این بار رئیس پاسخ می دهد :

نه ببینید خانم این کار غیر قانونیه ، این حساب دیداریه باید صاحب دفترچه حضور داشته باشه متاسفانه نمی تونیم پرداخت کنیم .

خانم خشمگین می شود و به شما اصلا نگاه نمیکند و با عصبانیت سر رئیسی که همین چندلحظه پیش شعورش را به رختان کشیده بود می گوید :

مرده شور ببرن این بانکتونو درش و ببندید زودتر شما که بلد نیستید کار مردم روانجام بدید .

بعد با همان فریادها از در بانک بیرون می رود .

/ 14 نظر / 114 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تینا

[گل][گل]سلام ممنون خیلی خوب بود[گل]

مهدیه

اینجا ایران است [نیشخند]

م.فضلی

این متنتون ... می دونی گاهی به خاطر این مساله گلایه می کنم که چرا همش (باید) تحویلدار مراعات کنه اما مشتری در مورد کارای غیر قانونی که انجام میده نه!!!![سوال]

م.فضلی

آدرس قبلی غ است داشتم از سایت استفاده می کردم مونده بوود توو بافر کامپیوترببخشید...

سیدرضا موسوی

به هر حال خیلی ها فکر می کنند مشتری مداری یعنی هر خواسته نابجایی که از جانب مشتری باشد باید اجابت شود مشتری مداری با برده داری مشابه نیست. برخی مواقع مشتریان و متاسفانه برخی از همکاران با چماق کردن واژه مشتری مداری از کارمند بانک توقع دارند که مانند یک برده به همه نیازهای مشتریان سریع پاسخ دهد و هر کاری که آنها لازم داشتند را انجام دهند، حتی اگر در محدوده فعالیت آنها و مجاز نباشد.در این زمان حتی اگر شما در چارچوب وظایف و اختیارات قانونی خودتان بسیار خوب عمل کنید، چون همه نیازهای مشتری را پاسخ نداده اید ، به عدم رفتار درست با مشتری متهم می شوید و در نهایت مشتری از شما ناراضی خواهد بود!

شکری

سلام... اگه خارج از روال بانک بخواهیم عمل کنیم ، باید عرض کنم که " فک این قبیل آدمهای از خودراضی را با یه مشت ناقابل باید پیاده کرد." حیف که بانک دست وبال ما را بسته[چشمک] همین چند هفته قبل بود...یه آقای ملبس به لباس مقدس به شعبه مراجعه کرد.درخواست تحویل دسته چک جدید داشت.حسابش را چک کردم دیدم که برگشتی داره و حالیش کردم که باید رفع سو اثر کنه.سراغ رئیس رفت و بعد از اینکه رئیس هم همین جواب را داد پیش اومد و گفت: "تو کار من را خراب کردی ..تو میدونی من کی هستم..کاری میکنم که تا ظهر از اینجا بر دارنت.. ما هم خیلی محترمانه گفتیم: منتظریم ؛ حاج آقا. نمی دونم چرا هنوز ظهر نشده!

حامد

انقده از این جور آدمها بدم میآد که یهو میپرن جلوی صف و فکر میکنن بدون نوبت هر کاری رو انجام بدن![سبز] حتی حضور اولیه رییس هم بی مورد بوده و احتمالا به خانم بودن مراجعه کننده برمیگشته و شاید هم به آراستگی اش. البته به رییس تان توهین نمیکنم ها![چشمک]

یاغیش

دنبال پیداکردن یک مقاله برای چاپ در نشریه بانک بودم که به اینجا رسیدم. من هم کارمندم. البته از نوع خصوصیش .لابد میدونید که بانکهای خصوصی تنها راه پول درآوردنشون مشتری مداری هست و کارمند آزاری... خوشحالم با شما آشنا شدم

احمد یوسفی

سلام انسیه خانم شما خیلی زیبا می نویسید . دستتان درد نکند