رابطه خلاقیت کاری و تجربه

چیزی که مرا آزاد میداد و هنوز هم ادامه دارد فقدان عرصه برای ایجاد خلاقیت کاری در شعبه است . یعنی اینکه بطورهماهنگ یک سری کارها انجام  می شود و کارمند فرصت و فضای این را پیدا نمی کند که به عملیات بانکی که انجام می دهد قدری فکر کند .

یادگیری و انجام امور تقریبا خیلی زود ممکن می شود اما در ادامه شناخت اتفاقات بانکی کمتر رخ میدهد .

خیلی وقت ها دلم می خواهد به حساب ها با دید دیگری نگاه کنم و بفهمم چقدر میزان سپرده گذاری افراد در رشد شعبه ای که در آن فعالیت دارم تاثیر گذار است یا اینکه کدام مشتری از چه خدمات بانکی لذت بیشتری می برد و احساس بهتری دارد و بیشتر به کارمندان بانک در خلال این عملیات اعتماد می کند .

ای کاش کارمندان شعبه در پایان هر ماه کاری یک گزارش یک صفحه از مشتریان به روسای شعب ارائه می دادند و نقطه نظرات مشتریان را بهتر منعکس می کردند .

وقتی امکان نوشتن وانتقال تجربیات فردی متوقف می شود کم کم تجربه فراموش می شود یا به بایگانی راکد ذهن افراد می رود جایی که سالها بعد در زمان بازنشستگی تنها برای فرزندان یا موارد خاص نقل می شود .

تجربیات را باید قبل از اینکه بوی کهنگی بگیرند و خاصیت کاربردی خود را از دست بدهند دریابیم . شاید هم اشتباه می کنم .

/ 5 نظر / 18 بازدید
مهدی بوترابی

وبلاگنويسي و بانكداري پيوندتان مبارك[نیشخند][گل][دست]

مهدی بوترابی

حفظ وضع موجود خود قدمي است براي تغيير آن. به شرطي كه تغيير را در روزمرگي ها فراموش نكنيم[نیشخند][گل]و هنر زندگي را روزمرگي تعريف نكنيم[نیشخند][دست][گل]

Yashar

این چندمین وبلاگه؟ [چشمک] در مورد این پست: یه اصطلاح داریم که دقیقا همینیه که گفتی که بهش میگن شغل کارمندی. از خصوصیات کارمندی همین یکنواختی و خشکی و بدون خلاقیت بودن این جور کارهاست.

مهدیه

به به! به به مبارکه.... [نیشخند] [گل][دست]

داستانک

عیدتون مبارک [گل] بابا ماشاالله هر جا می ریم یه وبلاگ از شما هست! از هر دری سخنی می نویسین [لبخند]