رابطه خلاقیت کاری و تجربه

چیزی که مرا آزاد میداد و هنوز هم ادامه دارد فقدان عرصه برای ایجاد خلاقیت کاری در شعبه است . یعنی اینکه بطورهماهنگ یک سری کارها انجام  می شود و کارمند فرصت و فضای این را پیدا نمی کند که به عملیات بانکی که انجام می دهد قدری فکر کند .

یادگیری و انجام امور تقریبا خیلی زود ممکن می شود اما در ادامه شناخت اتفاقات بانکی کمتر رخ میدهد .

خیلی وقت ها دلم می خواهد به حساب ها با دید دیگری نگاه کنم و بفهمم چقدر میزان سپرده گذاری افراد در رشد شعبه ای که در آن فعالیت دارم تاثیر گذار است یا اینکه کدام مشتری از چه خدمات بانکی لذت بیشتری می برد و احساس بهتری دارد و بیشتر به کارمندان بانک در خلال این عملیات اعتماد می کند .

ای کاش کارمندان شعبه در پایان هر ماه کاری یک گزارش یک صفحه از مشتریان به روسای شعب ارائه می دادند و نقطه نظرات مشتریان را بهتر منعکس می کردند .

وقتی امکان نوشتن وانتقال تجربیات فردی متوقف می شود کم کم تجربه فراموش می شود یا به بایگانی راکد ذهن افراد می رود جایی که سالها بعد در زمان بازنشستگی تنها برای فرزندان یا موارد خاص نقل می شود .

تجربیات را باید قبل از اینکه بوی کهنگی بگیرند و خاصیت کاربردی خود را از دست بدهند دریابیم . شاید هم اشتباه می کنم .

اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٦:٤٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()    +