تست هوش بانک مرکزی

امروز برای لحظاتی شعبه خیلی شلوغ شد و چون به ساعات آخر کار نزدیک بود و همکاران محترم هم تشریف برده بودند کمی که چه عرض کنم ، خیلی دست تنها بودم .

از ساعت دو بعد از ظهر به بعد مشتری ها تعدادشان به شکل عجیبی زیادشده بود و من فرصت نکردم حساب ها را یک بار دیگر  چک کنم .

ما معمولا در بازه های زمانی مختلف حساب های مربوط به هر ترمینال را بررسی می کنیم که آخر وقت دچار دردسر و پیدا کردن اختلاف نباشیم .

عقربه های ساعت که به سه ونیم نزدیک شد یادم آمد که حسابم را چک نکردم  و با عجله شروع کردم به گرفتن مانده ریالی ترمینالم .اما هرچه میشمردم دقیقا یک میلیون ریال ناقابل معادل یکصد هزار تومان کم بود .

رئیس محترم صندوق را صدا کردم و موضوع را طبق روال به ایشان اطلاع دادم باهم چندباری پول ها و ایران چک ها واسناد را زیر و رو کردیم و موبایل من هم طبق معمول مرتب زنگ می خورد . کم کم تسلط عصبی ام را داشتم از دست می دادم . بنده خدا رئیس مستقیم دستور فرمودند که شما مبلغ را بگذارید تا در مرحله کنترل مجدد اگر پیدا شد به شما بر گردانیم .

من هم که می دانستم در حساب حقوقیم یک ریالی هم به زور پیدا میشود با شرمندگی سند بدهکار حسابم را از حقوقم پیشاپیش در صندوق گذاشتم .

وسائلم را جمع کردم که راه بیافتم انگار یک حسی یهم نهیب زد که ایران چک ها را نگاهی بکنم . امان از دست این ایران چک های بانک مرکزی .

خلاصه دوباره نگاهی کردم و با کمال تعجب دیدم که به به در میان دسته پانصد هزار ریالی همان پنجاه هزار تومانی خودمان دو عدد ایران چک یک میلیون ریالی جا خشک کرده . از تعجب زبانم بند آمده بود . رئیس صتدوقمان که متوجه تعجبم شده بود آمد و نگاهی کرد و خندید و با حالت خاصی گقت شما باید از این به بعد علاوه بر اینکه خواست به سارقین مسلح و مزاحمان بانکی و تلفن همراهت و ... باشد باید مراقب باشی در تست هوش بانک مرکزی هم اشتباه نکنی و ایران چک صدهزار تومانی را پنحاه هزار تومانی نبینی !!

موقع خارج شدن از بانک به این نتیجه رسیدم که احتمالا نمره عینکم صعود کرده .

اقلیما (انسیه ) پولادزاده Eghlima( Ensiyeh ) Pouladzadeh ; ٩:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()    +