رئیس شعبه دوست داشتنی من
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بانک تجارت ،رئیس شعبه ،همکاری ،خاطره

معاون شعبه صدایم می زند : خانم پولادی تلفن ...

می پرسم : کیه ؟

- یه آقایی هستش

گوشی تلفن را برداشتم .

آقایی از آن طرف خط می گوید سلام خانم پولادزاده ... صدا آشناست . بله صدای رئیس شعبه قبلی ام ... چقدر مایه خوشحالی است وقتی شعبه ای را ترک می کنی همکاران آن شعبه تو را فراموش نکنند . گپ و گفتی داشتیم و گوشی را گذاشتم .

ای کاش در سازمان های ما ارتباطات انسانی به گونه ای طراحی شده بود که هر از چندگاهی کارمندان می توانستند همکاران قبلی خود را دوباره ببینند ...

 


 
ساعت کار بانک ها و پایان کار کارمندان
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بانکداری ،بانک تجارت ،مشتری مداری ،رئیس شعبه

شعب بانکهای تجارت معمولا ساعت ١٣.٣٠ تعطیل می شوند اما شعب کشیک این بانک تا ساعت ١۶ به کارشان ادامه می دهند . صرف نظر از اینکه اصلا آیا این کار یعنی کشیک ماندن شعب خوب است یا بد و اینکه راندمان کارمندانی که از ٧ صبح تا ١۶.٣٠ بی وقفه کارمی کنند تا چه اندازه خوب است .

معمولا در ساعات کشیک سعی می شود که تعداد کمتری از کارمندان شعبه دربانک مشغول باشند و بنا بر توافق یا نظر رئیس شعبه بصورت شیفتی در طول هفته کشیک را بین شان تقسیم می کنند .

امروز نوبت کشیک من نبود و می بایست ساعت پانزده و سی کارم را به همکارم تحویل میدادم تا او به مدت نیم ساعت تا تعطیلی شعبه کار را اداره کند .

راس ساعت پانزده و بیست و پنج یک مشتری که معمولا ، شماره دریافت نمی کند و رعایت نوبت را اساسا انجام نمی دهد به باجه  من مراجعه کرد . من از این مشتری خواستم که پس از اخذ شماره از نوبت گیر منتظر باشد که باجه دیگر صدایش کند . مشتری که خانم هم بود با عصبانیت گفت : شما باید کار منو انجام بدید . در همین حین مشتری پشت باجه مجاور کارش تمام شد و من خدمت مشتری محترم عرض کردم که : من در حال حاضر حساب ترمینالم را بسته ام اگر امکان دارد به همکارم مراجعه کنید . با ناراحتی ادامه داد : شما باید تا ساعت چهار کار کنی چرا کارت رو سه ونیم تعطیل کردی ؟ همکارم که شاهد گفتگوی ما بود از مشتری خواست که به باجه اش مراجعه کند و اضافه کرد که همانطور که همکارم برای شما توضیح داد من می توانم کار شما را انجام بدهم . مشتری با لحن بسیار تند خطاب به همکارم گفت : من نیازی به توضیح شما و همکارت ندارم و بعد هم خیزی برداشت به سمت رئیس شعبه و گفت که کارمندای شما به من توهین کردن شما باید بهشون تذکر بدی .. با عصبانیت شعبه را ترک کرد ...

برایم عجیب بود چرا این مشتری بجای جرو بحثی که اصلا نیازی نبود حاضر نشد کارش را در همان لحظه همکار دیگرم انجام بدهد ...

نظر شما چیست ؟