شعبه قدیم ،شعبه جدید
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: بانکداری ،بانک تجارت ،وبلاگ بانکداری ،رئیس شعبه

یکی از رسم های بسیار خوبی که بین کارمندان بانک وجود دارد این است که وقتی همکاری از شعبه ای به شعبه دیگر منتقل می شود یا ارتقای کاری می گیرد به دیدارش بروند .

ماه گذشته من از شعبه یوسف آباد به شعبه جدیدم منتقل شدم و رئیس شعبه خوب و محترم شعبه یوسف به همین رسم  برای دیدنم به شعبه جدید آمد . اینطوری آدم احساس تنهایی نمی کند و زودتر با همکاران جدید پیوند می خورد و از طرفی حضور همیشگی همکاران قدیمی را حس می کنی .

شعبه قبلی من یک شعبه محلی بود که بیشتر مراجعه کنندگان برای انجام امور روزمره بانکی  به بانک می آمدند اما شعبه جدید شعبه ای تجاری و خدماتی است . یعنی هم به شکل ویژه خدماتی را به سپرده گذاران کلان و حسابداران عمده ارائه می دهیم هم امور عادی بانکداری .

 

 

 


 
رابطه خلاقیت کاری و تجربه
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تجربیات ،بانکداری ،بانک تجارت ،وبلاگ بانکداری

چیزی که مرا آزاد میداد و هنوز هم ادامه دارد فقدان عرصه برای ایجاد خلاقیت کاری در شعبه است . یعنی اینکه بطورهماهنگ یک سری کارها انجام  می شود و کارمند فرصت و فضای این را پیدا نمی کند که به عملیات بانکی که انجام می دهد قدری فکر کند .

یادگیری و انجام امور تقریبا خیلی زود ممکن می شود اما در ادامه شناخت اتفاقات بانکی کمتر رخ میدهد .

خیلی وقت ها دلم می خواهد به حساب ها با دید دیگری نگاه کنم و بفهمم چقدر میزان سپرده گذاری افراد در رشد شعبه ای که در آن فعالیت دارم تاثیر گذار است یا اینکه کدام مشتری از چه خدمات بانکی لذت بیشتری می برد و احساس بهتری دارد و بیشتر به کارمندان بانک در خلال این عملیات اعتماد می کند .

ای کاش کارمندان شعبه در پایان هر ماه کاری یک گزارش یک صفحه از مشتریان به روسای شعب ارائه می دادند و نقطه نظرات مشتریان را بهتر منعکس می کردند .

وقتی امکان نوشتن وانتقال تجربیات فردی متوقف می شود کم کم تجربه فراموش می شود یا به بایگانی راکد ذهن افراد می رود جایی که سالها بعد در زمان بازنشستگی تنها برای فرزندان یا موارد خاص نقل می شود .

تجربیات را باید قبل از اینکه بوی کهنگی بگیرند و خاصیت کاربردی خود را از دست بدهند دریابیم . شاید هم اشتباه می کنم .


 
روزهای اول
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: بانک تجارت ،بانکداری ،وبلاگ بانکداری ،روزهای اول

روزهای اولی که کارمند بانک شده بودم تقریبا از همه چیز بی اطلاع بودم شاید آگاهی های عمومی ام در مورد خدمات بانکی به اندازه اطلاعاتم از یک عمل جراحی بود . ترس خاصی همیشه همراهم بود . اینکه چطور باید خدمات بانکی را به مشتریان معرفی کنم و وقتی مشکلات خاصی در ارائه نوعی از خدمات داریم چگونه با ارباب رجوع صحبت کنم که کمترین تشنج و دلخوری از بانک در آن لحظه برایش ایجاد نشود . همه و همه این ها مدت ها ذهنم را درگیر می کرد اما چیزی که برایم امیدبخش بود همراهی همکاران با تجربه ام بود .

میز معاون شعبه دقیقا پشت باجه من قرار داشت بخوبی نگاه مسئولانه او را از پشت سر به کارهایم و برخوردم با مشتری حس می کردم و دلگرم تر می شدم .

شعبه همیشه برای تازه وارد ها سختی هایی را دارد . اینکه با همکاران چطور رفتار کنی که خدای نکرده دلخور نشوند یا اینکه با بی تحربگی اسباب زحمت دیگران  نشوی .

خلاصه اینکه روزهای اول بانک درست مثل روزهای اول مدرسه بود البته با این تفاوت که سرعت به پایان رسیدن روز را حس نمی کردم .

بانکداری درواقع بیشتر به یک هنر شبیه است و در ذات به یک کاربری ساده ختم نمی شود . چیزی که از بیرون اکثر مراچعین می بینند حرکت انگشتان دست کارمند بروی بخش عددی صفحه کلید است و چشمهای دوخته شده اش به صفحه نمایش .

همان روزهای اول یادم هست که رئیس شعبه مان که زنی بسیار باتجربه بود به من یک اشاره سازنده کرد و مطلب این بود که سعی کن از نحوه ورود مشتری به شعبه شرایط فکری اش را درک کنی تا بتوانی متناسب با روحیات او برخورد کنی . مثلا اگر دیدی کسی با عجله در را باز می کند و به سمت باجه حرکت می کند بطورقطع از معطلی عصبی میشود . البته این مورد با راه اندازی سیستم تلر و شماره دهی تقریبا امروز حل شده اما استرس مشتریانی که با استرس خاصی وارد شعیه می شدند و تقاضای خدمات می کردند گه گاه تاثیر نامطلوبی در ارائه آن سرویس خاص به ایشان داشت .

 


 
آرزوی دیروز ، نیاز امروز ، تا فردا
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: بانکداری ،بانک تجارت ،وبلاگ بانکداری ،بانک ملی

با نام خدا

مدت ها پیش از اینکه مسابقه ای به همت بانک ملی  راه اندازی شود به فکر ایجاد یک وبلاگ بانکداری بودم چرا که به نظر من همه کارمندان بانک می توانند با داشتن صفحات شخصی تجربیات آموخته ها و باورهای کاری شان را به اشتراک بگذارند . هرچند دیر شروع کردم اما امیدوارم در ادامه بتوانم از آنچه در فضای کاری می آموزم نکاتی را در این دنیای بی حد و مرز اطلاعات منتشر کنم .

 

چهارسالی می شود که افتخار همکاری با بانک تجارت را دارم و در طی همین مدت زمان کوتاه فرصت داشته ام تاحدی به شغلم و نیازهای آن فکر کنم .