سلام
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی: بانک تجارت ،سلام ،شعبه ،گذرنامه

سلام بر همه


 
بازاریابی اینترنتی برای بانک
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ خرداد ،۱۳٩٠   کلمات کلیدی: بانک تجارت ،بازاریابی ،وبلاگ بانکداری ،کارمندان بانک

به نظر می رسد موقعیت فیزیکی پشت باجه های شعب ، اولین نقطه تماس بانک و مشتریان محسوب می شود و اگر کارمندان در این بخش از اطلاعات و توانایی لازم برای جذب مشتری برخوردار باشند ، براحتی می توانند سرمایه های سرگردان کوچک و بزرگ را جذب کنند .

یکی از بزرگترین مشکلاتی که پشت باجه های بانک به خوبی می توان آن را احساس کرد شاید این باشد که اکثر کارمندان به دلیل واقف نبودن به  وظیفه ی سازمانی جذب مشتری ، بسیاری از فرصت های سپرده ای را از دست می دهند .

به نظر من عدم آموزش صحیح کارمندان پشت باجه از بخشنامه ها و قوانین گرفته است تا تسلط به بازاریابی و داشتن فن بیان مناسب حین مذاکرات ساده با مشتریان ، یکی از دلایل اصلی این ضعف بزرگ محسوب می شود ...

بیشتر کارمندان بانک شاید در اولین مکالمه شان با مشتری به محض طرح اولین انتقاد از سوی مراجعه کننده در ارائه خدمات و یا مسائل قانونی ، هیچ جوابی ندارند که بدهند .

 یکی دیگر از معضلاتی که جامعه بانکی ایران را تهدید می کند نداشتن مطالعه شخصی  توسط کارمندان است البته واضح است که از این حیث کشور ما دارای یک شکاف عمیق فرهنگی است و با نگاهی به سرانه مطالعه کشور می توان بخوبی علت این امر را درک کرد اما در سراسر جهان ، کارمندان بانک را از میان گروهی از متفکرین ، صاحبان ایده که اغلب اطلاعات به روزی دارند انتخاب می کنند . کسانیکه بخوبی فرصت های  خرد و کلان بالقوه را شناسایی می کنند و با یک مذاکره ساده از یک مشتری معمولی ، یک سرمایه دار کوچک می سازند . برای اثبات این موضوع کافی است به فهرست های معتبر  صدتایی مدیران برتر جهان که از سوی  مجلات و سایت های معروف انتخاب می شوند نگاهی کنیم ، با تعجب می بینیم بسیاری از نفراتی که در این فهرست ها قرار دارند مدیران بانکها هستند که البته با جستجویی در زندگی گذشتشان می توان فهمید اغلب  از پشت باجه ی یک بانک محلی ، چنین مدیر قابلی کشف شده است . نداشتن مطالعه روزانه و عدم شناخت کافی از شرایط اقتصادی از کارمندان صف ، تعدادی کاربر کامپیوتر ساخته است که راس ساعتی کارشان را آغاز و راس ساعت دیگری کامپیوترها را خاموش می کنند و به منازلشان برمی گردند ... 

حالا از این ها بگذریم با رشد فناوری و پیدایش پدیده هایی چون اینترنت انگار این گروه از جامعه اطلاعاتی بیشتر جامانده اند ..چنانچه اهمیت موضوع بازاریابی اینترنتی برای کارمندان بانک چندان روشن و ملموس نیست .

فرض کنید از هر شعبه ای فقط یک نفر با داشتن یک صفحه ی ساده با ادبیاتی بسیار ساده تر ، روزانه نیم ساعت ،  در اینترنت خدمات مختلف بانکی را برای دیگر کاربران اینترنت که اغلب هم نوجوان و جوان هستند ، توضیح دهد و یا به سوالات متداول کسانیکه در این فضا حضور دارند ، پاسخ دهد .. چه اتفاقی می افتد ؟

مثلا منطقه ی ما در حدود 50 شعبه دارد یعنی پتانسیل داشتن 50 صفحه ی اینترنتی و از طرفی هر یک از این صفحه ها فقط 20 مراجعه کننده  در روز داشته باشد ... و روزانه 1000 مراجعه به این صفحات مراجعه کنند ... اتفاق جالبی خواهد افتاد روزانه 1000 کاربر اینترنتی توسط یک منطقه بانکی بازاریابی می شوند لازم نیست به آمار ماهیانه و یا سالیانه آن بپردازم ... اگر دوست داشتید به این موضوع فکر کنید !

و البته می دانم همه همکارانم ممکن است بگویند ما در خانه هم برای بانک کار کنیم ؟

من فکر می کنیم نیم ساعت وقتی باشد که خیلی از ماها در روز براحتی هدر می دهیم ... شاید اشتباه می کنم تا نظر شما چه باشد ؟

 

 

 

 


 
بانک جای جالبی است
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ مهر ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بانکداری ،بانک تجارت ،همکاری ،کارآیی

بانک جای جالبی است یک عده کار می کنند ، یک عده نگاه می کنند ... بعد آن عده که نگاه می کنند دیده می شوند و آن عده که کار می کنند ،کماکان کار خواهند کرد ....

 


 
جابجایی تراژدیک در بانک
ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بانک تجارت ،بانکداری ،همکاری ،خاطره

من در طول خدمتم تاکنون برای سومین بار است که جابجا می شوم یعنی از شعبه ای به شعبه ی دیگر می روم ولی نکته ای که در خصوص این جابجایی ها جالب است شاید این باشد که اغلب مراسم تراژدیکی اتفاق می افتد و یک انتقال ساده تبدیل به بزرگترین مشکل سازمانی در منطقه می شود که هفته ها در امور کارکنان همه مشغول حل کردن این معضل هستند .

خدا بخیر کند


 
کارمند خوب یعنی ...
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ شهریور ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بانکداری ،بانک تجارت ،همکاری ،کارمندان بانک
 
ارتقا شغل در بانک
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بانکداری ،بانک تجارت ،همکاری

گاهی فکر می کنم در بانک وقتی کارمندان محترم ارتقا میگیرند و از پشت باجه خارج می شوند بیشترین کاری که انجام می دهند استفاده شخصی از تلفن های شعبه است . هر بار بر میگردم همه همکاران پشت سرم را مشغول حرف زدن با تلفن ها هستند .

خلاصه اینکه اگر پست می گیرید به تلفن های بانک رحم کنید .


 
رئیس شعبه دوست داشتنی من
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بانک تجارت ،رئیس شعبه ،همکاری ،خاطره

معاون شعبه صدایم می زند : خانم پولادی تلفن ...

می پرسم : کیه ؟

- یه آقایی هستش

گوشی تلفن را برداشتم .

آقایی از آن طرف خط می گوید سلام خانم پولادزاده ... صدا آشناست . بله صدای رئیس شعبه قبلی ام ... چقدر مایه خوشحالی است وقتی شعبه ای را ترک می کنی همکاران آن شعبه تو را فراموش نکنند . گپ و گفتی داشتیم و گوشی را گذاشتم .

ای کاش در سازمان های ما ارتباطات انسانی به گونه ای طراحی شده بود که هر از چندگاهی کارمندان می توانستند همکاران قبلی خود را دوباره ببینند ...

 


 
ساعت کار بانک ها و پایان کار کارمندان
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بانکداری ،بانک تجارت ،مشتری مداری ،رئیس شعبه

شعب بانکهای تجارت معمولا ساعت ١٣.٣٠ تعطیل می شوند اما شعب کشیک این بانک تا ساعت ١۶ به کارشان ادامه می دهند . صرف نظر از اینکه اصلا آیا این کار یعنی کشیک ماندن شعب خوب است یا بد و اینکه راندمان کارمندانی که از ٧ صبح تا ١۶.٣٠ بی وقفه کارمی کنند تا چه اندازه خوب است .

معمولا در ساعات کشیک سعی می شود که تعداد کمتری از کارمندان شعبه دربانک مشغول باشند و بنا بر توافق یا نظر رئیس شعبه بصورت شیفتی در طول هفته کشیک را بین شان تقسیم می کنند .

امروز نوبت کشیک من نبود و می بایست ساعت پانزده و سی کارم را به همکارم تحویل میدادم تا او به مدت نیم ساعت تا تعطیلی شعبه کار را اداره کند .

راس ساعت پانزده و بیست و پنج یک مشتری که معمولا ، شماره دریافت نمی کند و رعایت نوبت را اساسا انجام نمی دهد به باجه  من مراجعه کرد . من از این مشتری خواستم که پس از اخذ شماره از نوبت گیر منتظر باشد که باجه دیگر صدایش کند . مشتری که خانم هم بود با عصبانیت گفت : شما باید کار منو انجام بدید . در همین حین مشتری پشت باجه مجاور کارش تمام شد و من خدمت مشتری محترم عرض کردم که : من در حال حاضر حساب ترمینالم را بسته ام اگر امکان دارد به همکارم مراجعه کنید . با ناراحتی ادامه داد : شما باید تا ساعت چهار کار کنی چرا کارت رو سه ونیم تعطیل کردی ؟ همکارم که شاهد گفتگوی ما بود از مشتری خواست که به باجه اش مراجعه کند و اضافه کرد که همانطور که همکارم برای شما توضیح داد من می توانم کار شما را انجام بدهم . مشتری با لحن بسیار تند خطاب به همکارم گفت : من نیازی به توضیح شما و همکارت ندارم و بعد هم خیزی برداشت به سمت رئیس شعبه و گفت که کارمندای شما به من توهین کردن شما باید بهشون تذکر بدی .. با عصبانیت شعبه را ترک کرد ...

برایم عجیب بود چرا این مشتری بجای جرو بحثی که اصلا نیازی نبود حاضر نشد کارش را در همان لحظه همکار دیگرم انجام بدهد ...

نظر شما چیست ؟


 
← صفحه بعد